ماه من

جهان، بی خنده های تو معنا نخواهد داشت.
اگر تو نباشی، هیچ بهاری ـ حتی اگر لبریز شکوفه باشد ـ دیدن ندارد.
اگر تو نبودی، باران ها همه دلگیر می شدند و هیچ مادری عاشقانه زیر باران ها،
بی چتر لبخند نمی زد.
اگر تو نبودی،
آسمان با همه حجم آبی اش، در چشم های همیشه خیس هر پدری،
دلگیرتر از چهار دیواری کوچکی می شد که به زندانی کوچک بیش نمی ماند.
اگر تو نبودی، شمعدانی های لب پنجره، این گونه زیبا گل نمی کردند و
عطر سیب، دیگر معنایی نداشت.
اگر کودک نبود، نه پدر معنا داشت، نه هیچ مادری بهشتی می شد.
ودر ادامه...
عکسهای شش ماهگی تا هفت ماهگی
نیکا بعد از دوش گرفتن قربونش بره خاله تبسم نی نیکا در حال خوابیدن تو اتاق دایی علی ای فدات با اون چشمای خوشگلت ...
نویسنده :
تبسم
20:04
واما بعد...
سلام دوستان خوبم امیدوارم که حالتون خوب باشه اینقدر مشغله های خاله تبسم زیاد بوده که نتونستم وبلاگ نیکا جونمو اپ کنم الان نیکا یکسالش شده ولی من نتونستم از روزهای خوب گذشته براش بنویسم فعلا عکساشو میذارم تا سر فرصت از روزهای شیرینی که این دختر ناز وکوچولوی خونه ما داشته روبراتون بنویسم
نویسنده :
تبسم
19:35
پنج ماهگی نیکا نفس
عروسکم ببخش که دیر وبلاگتو اپ میکنم واما پنج ماهگی دخترکم که روز به روز داری جلوی چشمم بزرگو بزرگتر بشی زندگیم دخترکم صدای حیواناتو به اهنگ دراورده بودم وبرات میخوندم وتو هم با زیرکی تمام گوش میدادی ووقتی رو صدای مرغ یا خروس می رسیدم لبخندزیبایت تبدیل به یه خنده عمیق میشدقربون لبات بشم جیگرم دهنت کامل باز می شدولی صدا نداشت حالا نیکا جون من پنج ماهت شده بودکاملا غلط میزنی ویه جانمی مونی یک روز که رو تخت خودم گذاشته بودمت با اینکه دورتو پر کرده بودم از بالش نمیدونم چطوری غلط خورده بودی افتاده بودی پایین اول بالش افتاده بود بعد خودت روی بالش افتاده بودی با صدای گریت پریدم تو اتاق دیدم رو تخت نیستی شوکه شدم بعد ک...
نویسنده :
تبسم
11:41
چهار ماهگی نیکا
اولین روز گوش سوراخ کردن نیکا خاله جونی مبارکت باشه نیکا در باشگاه نفس خاله حالا تو دختر زیبای من وارد چهارماهگیت شدی تو راحت میتونی عروسکاتو با دست کوچولوی زیبات بگیری وبه دهنت ببری میتونی به پهلو بیای وتا 4/5 ماهگی کامل دمر میشدی نیکای قصه من با چشمانی سبز رنگ ودرشت ئکشیده یک بینی سربالای کوچولو ولبهای خوشگل صورتی و یک چونه خوش فرمو زیبا موهای مشگیو خوش حالت وتو دل برو با خنده های قشنگش ونگاه زیباش عشقو وشورو هیجان ...
نویسنده :
تبسم
12:17
اولین تفریح عید نیکا نفس
سه ماهگی نیکا
نیکا نفس در باغ ن زینب خانم دختر دایی ونیکا خانم نیکا دختر نارممممممممممممممم فوق العاده به نور وصدا عکس العمل نشون میدادی هر موقع روی دست میگرفتمت هر دو پنجه پاتو رو میزدی رو پام ومیگفتی منو برقصون ای قربونت بشم دخترمممم هر کس تو رو میدید از این حرکاتت خوشش میومد ومیگفتن نگاش کن عجب وروجکی شده دورت بگردم نفسم ...
نویسنده :
تبسم
12:59
دوماهگی نیکا
یک ماه اول دختر ارومی بودی راحت شیر میخوردی راحت میخوابیدی در کنار اروم بودنت بچه سرحالی بودی قربونت برم همه جا رو خوب نگاه میکردی وارد ماه دوم از زندگی قشنگت که شدی نگاه هات عمیق تر میشد و مرتب دستو پا میزدی وبعضی ازشبها بخاطر نفخ شکم گریه میکردی الهی مامان دورت بگرده که مجبور میشدم یکم دارو بهت بدم تا زودتر خوب بشی ولی خیلی دیر میخوابیدی گاهی اوقات تا ساعت 5 صبح بیداری بودی ومن توخونه میچرخوندمت تا بخوابی وچون تلویزیون روشن بود تو خوشت میامد زندگیم اواخر دوماهگی ه...
نویسنده :
تبسم
18:38








